امروز صبح، وزن من با لباس ز.ی.ر 66.5 بود.

بله، همونطور که حدس می زدم افزایش داشتم!!!

دیشب خیلی سرم درد می کرد، خوابیدم اما ساعت 3 باز با سردرد بیدار شدم، احساس گشنگی کردم یه دونه موز خوردم. سرم زود خوب شد!!!!!! این همه خوردم بازم گشنه ام بود...

امروز صبح رو با نون و پنیر و گوجه شروع کردم.

ناهار رژیمی ندارم خونه، فقط پلو خورش دارم که عمرا بخورم!!! نمی دونم چیکار کنم؟؟؟!!!

راستی من چقد دوست داشتم این پست های رژیمیم کامنت داشته باشه و تشویق بشم...

اما ندارم... اشکال نداره به تنهایی ادامه می دهم...

____________________________________
 
وای خیلی ناراحتم همه بهم میگن صورتت پژمرده شده و زیر چشمات سیاه شده، من که 2 کیلو بیشتر کم نکردم؟ نمی خوام اینجوری شه!!! از امروز می رو تو فاز میوه!!!
 
____________________________________
 
ساعت گوشیم رو تنظیم کردم که 2 ساعتی یه بار زنگ بزنه و من آب بخورم!! آخه من کم تشنه ام میشه و آب کم می خورم. این راه حل خوبی بود که امروز به ذهنم رسید.... 
____________________________________
خوب، ناهار امروز من یه ظرف سوپ سبزیجات بود که باسالاد فراوان خوردم. روی سالاد هم روغن زیتون و نعنا خشک ریختم.
 
 
 
مامانم با دانش آموزاش رفته اردو و بابا و خواهر و برادرم تو خونه تنهان. یه کیک برای عصرونه پختم و با همسر رفتیم اونجا تا با چایی بخوریم. اصلا نگران نباشید چون خودم لب نزدم. فقط چایی خوردم!!!! آفرین به این اراده...
 
شام هم اونجا بودیم. مامان برنج و خورش بامیه پخته بود، یکم هم خوراک لوبیا تو یخچال بود که من اونو خوردم و خدا رو شکر تونستم جلو شکمم رو بگیرم.
 
و در آخر شب رو با یه انار گنده که با همسری شریکی خوردیم به پایان رسوندم.
 
پیش به سوی خوش اندام شدن...